مرحله سوم: تخیل


خلاقیت در اختیار تخیل است که توانایی ایجاد چیزی فیزیکی از تخیل است. این برداشت من از درک رابطه بین این دو است:

  • تخیل حرف اول را می زند و بسیار قدرتمند است. در دنیای فانتزی، همه ایده های “غیر واقعی” ممکن است و آسمان حد است. این همان چیزی است که ما در دوره EP7 با عنوان “سر ما در ابرها” توصیف کردیم. این دنیایی است که در آن همه رودخانه ها و آبشارها از شکلات آب شده ساخته شده اند!
  • خلاقیت ترجمه این ایده های غیر واقعی به دنیای واقعی است. جایی است که پاهای ما محکم روی زمین است و ارتباط ما با دنیای واقعی است. خلاقیت فرآیند تبدیل آن رودخانه ها و آبشارها از شکلات ذوب شده به دستگاه های آبنمای شکلاتی است که بچه ها را در جشن های تولد از هیجان دیوانه می کند!
  • داشتن سر دائمی در ابرها به این معنی است که ما کاملاً در یک سرزمین خیالی زندگی می کنیم و با دنیای واقعی ارتباط نداریم.
  • از سوی دیگر، داشتن پای ما همیشه روی زمین، تخیل مورد نیاز برای پرورش خلاقیت را از بین می برد و در عوض ما را خسته و گیر می کند.

در EP7 ما رابطه بین تخیل و خلاقیت را به عنوان یک کانال ابررسانا توصیف می کنیم. این رابطه بین تخیل و خلاقیت کلیدی است.

رابطه من با تخیل

سال‌ها در راه سازگاری گیر کرده بودم، غرق در باورهای استواری بودم که نتیجه سوابق، تحصیلات و تربیت من بود.

زمانی که در دهه بیستم بودم، چنان شستشوی مغزی داده بودم که فکر می‌کردم داستان‌های تخیلی فقط برای بچه‌هاست که دیگر آن «جسارت رویاپردازی» را نداشتم.

همچنین متوجه شدم که شیوه تدریسی که تا به حال در اکثر مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود، کمکی به پرورش تخیل نمی کند. برعکس، سیستم آموزشی کنونی ما باورها را ایجاد و تقویت می‌کند و فرزندانمان را تشویق می‌کند که فقط حقایقی را که به آنها آموزش داده می‌شود، بپذیرند، بدون اینکه هیچ واکنشی را تشویق کنند یا فرصتی برای به چالش کشیدن هر چیزی که به آنها ارائه می‌شود، بدهند.

مانند یک کارآفرین فکر کنید

بنابراین جای تعجب نیست که کارآفرینان مشهوری مانند ریچارد برانسون، استیو جابز و مارک زاکربرگ در طول دوران دانشگاه به دلیل مطالب چالش برانگیز درسی که مملو از حقایق منسوخ شده بود و قفس بسیاری از اساتید را در این فرآیند تکان داد، به خوبی شناخته شده بودند! آنها از دو مکتب ایده کاملا متفاوت می آیند.

عکس از آستین دیستیل در Unsplash

با این حال، تغییر آرامی در سبک تدریس از دانشگاه‌های بزرگ در سراسر جهان صورت گرفته است، زیرا آنها متوجه شده‌اند که باید خود را با دنیای به سرعت در حال تغییر وفق دهند. بسته به موضوعات، اکنون بسیاری از اساتید دانشگاه وجود دارند که دانش کاری دارند، یا خود کارآفرینان موفقی هستند، بنابراین سهم عادلانه خود را از تجربیات خود به ارمغان می آورند که برای الهام بخشیدن به کارآفرینان جوان آینده ضروری است!

کارآفرینان کسب و کار خود را همانگونه که هست می بینند و سپس از تخیل خود برای تجسم آنچه در نهایت می توانند تبدیل شوند استفاده می کنند. سپس از خلاقیت خود برای به کارگیری تخیل خود در چالش استفاده می کنند.

یکی دیگر از جنبه های کلیدی خلاقیت، نوآوری است، که استفاده از خلاقیت برای ایجاد راه حل های منحصر به فرد و بهبود فرآیند حل مسئله است.

بنابراین اگر کارآفرینان می توانند ایده های تخیلی خود را مهار کنند و با استفاده از خلاقیت و نوآوری خود برای تولید راه حل های جدید پیشگامانه آنها را اجرا کنند، چرا همه ما کارآفرینان موفقی نیستیم؟

قاتلان خلاقیت را شناسایی کنید

“شما نمی توانید یک مشکل را با همان ذهنی که آن را ایجاد کرده حل کنید.” – آلبرت انیشتین

برای من، نقل قول از آلبرت انیشتین آن را به زیبایی خلاصه می کند و پاسخی است به این که چرا ما اغلب گیر کرده ایم و نمی توانیم به تخیلات خود اجازه دهیم جریان پیدا کنند و شیره های خلاقانه غلبه کنند. شرطی شدن اجتماعی ما را وادار کرد که انواع فرضیات را درست و منطقی بپذیریم، که ما را تشویق می کرد آنها را بدون سؤال بپذیریم، چه رسد به اینکه آنها را به چالش بکشیم. نقش رسانه های اجتماعی نیز کمک زیادی به ایجاد این باورها و باورها کرده است. ما دیگر نمی خواهیم چیزی را به چالش بکشیم و سپس در این زندان روانی که فکر می کنیم واقعیت است گیر کنیم. علاوه بر این باورها، قاتلان خلاقیت زیر را نیز داریم:

  • فشار – هنگامی که احساس استرس غیر ضروری می کنیم، به حالت محافظت بیش از حد تغییر می کنیم که تصورات را دور نگه می دارد.
  • دلبستگی های عاطفی وقتی بیش از حد به نحوه کار چیزها دلبسته باشیم، هر ایده جدیدی که ظاهر می شود بلافاصله توسط مغز خاموش می شود و ما را مستعد این می کند که باور کنیم باید چیزها را همانطور که هستند بپذیریم.
  • ترسیده ترس از ناشناخته ها و مقاومت در برابر تغییر عوامل اصلی بستن هر ایده جدیدی است که ممکن است به ذهن ما خطور کند.
  • تحلیل انتقادی این زمانی است که ما بیش از حد روی مشکل تمرکز می کنیم تا راه حل. برای یافتن راه حل، باید خود را از وضعیت فعلی خارج کنیم تا بتوانیم با نگاهی خنثی و اغلب با راه حل درست جلوی چشممان، به موقعیت نگاه کنیم!

خلاقیت خود را به دست آورید – جرات رویاپردازی داشته باشید!

پس چگونه خلاقیت و تخیل خود را بازیابی کنیم؟ در EP7، ما یک بخش کامل در مورد نحوه رفتن به حالت PLAY را مرور می کنیم. در بزرگسالی، بسیاری از ما فراموش کرده‌ایم که چگونه در یک موقعیت سرگرم کننده قرار بگیریم و خودمان را جدی بگیریم! میدونم خیلی وقته اینکارو کردم!

عکس از Alex Guillaume در Unsplash

در اینجا لیستی از ایده ها در مورد چگونگی بازگرداندن موقعیت سرگرم کننده خود آورده شده است:

  • در هر هنر جدید، ورزش یا سایر فعالیت‌های سرگرم‌کننده شرکت کنید، جایی که می‌توانید افق‌های خود را گسترش دهید و کارهای سرگرم‌کننده جدیدی برای انجام دادن بیاموزید.
  • با بچه ها یا دوستان خود آواز بخوانید و برقصید
  • بازی با کودکان نوپا – شگفت‌انگیز است که چگونه تعامل شما با بچه‌های کوچک می‌تواند شما را به خاطر به اشتراک گذاشتن تخیل کامل خود در مسیر حافظه قرار دهد! فوق العاده با طراوت!
  • زمان بازی را در برنامه روزانه خود بگنجانید – می تواند ورزش، مطالعه، نقاشی، گوش دادن به موسیقی یا هر چیزی باشد که شما را الهام می بخشد و آن را غیرقابل مذاکره می کند.

نماد صوتی

این فضا را تماشا کنید و در پادکست بعدی ما درباره “تخیل” با جورج هلو، بنیانگذار آکادمی آموزشی EP7 صحبت می کنیم.

مرحله 2-EP7

“برای همه شما آرزوی سلامتی دارم”

پست مرحله ۳: فانتزی اولین بار در Health2bfree ظاهر شد.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/