قیام سی تیر – نبأ خبر از منظری دیگر


دکتر مصدق با وجود سوابق علمی و سیاسی، مردم زمان خود را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که میلیون‌ها هوادارش چشم‌هایشان را می‌بندند، چشم‌هایشان را می‌بندند، دهان باز می‌کنند و هر چه دیگران به آنها می‌گویند دنبال می‌کنند. یک سال. در اواخر رژیم دوم دکتر مصدق. آیت الله کاشانی از توطئه کودتا به او خبر داد. دکتر مصدق در پاسخ نوشت من از حمایت مردم سپاسگزارم.

به گزارش نبأخبر، دکتر محمد مصدق ۱۸ اردیبهشت; وی در سال ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید و قبلاً با وی مذاکره کرده بود اما از پذیرش آن خودداری کرد. مصدق می خواست در مجلس بماند و با همفکرانش برای ملی شدن کامل صنعت نفت تلاش کند.

در مجلس شورای ملی، از یک سو جبهه ملی و از سوی دیگر حامیان انتقال نفت از کره شمالی بر سر شکست و ناتوانی در انتقال نفت به شوروی اختلاف داشتند. احزاب چپ و سایر نیروهای سیاسی هر روز با هم درگیر هستند، فقر و بیکاری مردم را به خیابان ها آورده است، قیمت سوخت پایین است و درگیری های زیادی رخ داده است.

اعلام حکومت نظامی یا سایر اقدامات دولتی نیز کارساز نخواهد بود. در مجلس غوغایی برای تعیین سمت نخست وزیری به پا شد و سخنان تند رد و بدل شد. در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰، جمال امامی، نماینده تهران، دکتر مصدق و همکارانش را برای بی اعتبار ساختن وی به سمت نخست وزیری معرفی کرد. اما دکتر مصدق بلافاصله اعلام آمادگی کرد. سپس رأی گیری شد و اکثریت این پیشنهاد را پذیرفتند.

به این ترتیب دکتر مصدق برای دریافت حکم نخست وزیری به دربار معرفی شد و در همان روز مجلس سنا نیز با نخست وزیری وی موافقت کرد. محمدرضا شاه نمی خواست، اما با در نظر گرفتن شخص دیگری، مصدق به مجلس معرفی شد و سرانجام در ۱۲ اردیبهشت. در سال ۱۳۳۰ اولین دولت دکتر مصدق از شورای ملی رأی اعتماد گرفت.

اما احزاب و گروه های سیاسی مرتبط دست نخورده نمی نشینند و کار دولت را مختل می کنند و مردم را بیش از حد تحریک می کنند. دکتر مصدق برای حل و فصل شکایت شرکت سابق نفت ایران و انگلیس به لاهه و نیویورک رفت که هیچکدام در آن حضور نداشتند.
راه حل های دولت های خارجی را نپذیرید. در آن زمان، چون دولت آمریکا قصد سود بردن از نفت ایران را نداشت، ارول هریمن به عنوان نماینده ویژه ترومن رئیس جمهور آمریکا برای مذاکره در ایران اعزام شد و مذاکرات او پذیرفته نشد.

عدم همکاری مصدق و شاه؛ دکتر مصدق در ۵ اردیبهشت به دلیل عدم پذیرش شرایط حاکمیت کشور و شرایط بد اقتصادی دولت و نیز ناامیدی مردم از سمت خود استعفا داد. ۱۳۳۱ و ۲۷ اردیبهشت. در سال ۱۳۳۱ شاه احمد قوام را به نخست وزیری برگزید.

احمد قوام در همان روز با تیتر “سیاست متفاوتی به سراغ ملوان ها آمده” با ناسیونالیسم شدید مردم را به آرامش دعوت کرد، حکومت نظامی اعلام کرد، برخی از سران کشور را دستگیر کرد و برای برقراری صلح تلاش کرد. کشور. وی در آن بیانیه به شدت به مذهب و حزب توده حمله کرد.

اما این اقدام قوام با واکنش شدید مردم و گروه های سیاسی مواجه شد. در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیر ۱۳۳۱، شورش و آشوب در تهران و شهرستانها به وقوع پیوست و مردم در میدان بهارستان تجمع کردند و شعار «مرگ بر قوام و زنده باد مصدق» سر دادند و اعتراضات و درگیری های خیابانی اوج گرفت. اعدام برخی افراد توسط سربازان منجر به حکومت نظامی می شود. این شورش ها و آشوب ها به مجلس ختم شد. اکباتان، گاهی نزدیک جاده صفی علیشاه و جاهای دیگر گسترش می یابد.

نمایندگان مجلس به رهبری حسین مکی و همکارانش در جلسه ای اضطراری در ۱۰ تیر ۱۳۹۳ نگرانی خود را از این وضعیت ابراز کردند و توصیه کردند که دکتر مصدق مجدداً برای پست نخست وزیری به دادگاه معرفی شود. به دلیل این ایده، چهار مرد برای مذاکره با شاه به دربار فرستاده شدند. شاه به ناچار پیشنهاد مجلس را پذیرفت که منجر به استعفای کاوان شد.

دکتر مصدق به دادگاه احضار شد و پیشنهاد تشکیل دولت بدون پذیرش اختیارات خاصی از جمله فرماندهی قوای عمومی شد. شاه این شرط را پذیرفت، اما دو فرمانده را به عنوان نمایندگان خود در تصمیم گیری های نظامی معرفی کرد. در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۱ دکتر مصدق هیأت دولتی خود را به مجلس معرفی کرد و اعتماد کرد.

اگرچه اوضاع آرام شد، اما مخالفت های داخلی و خارجی متوقف نشدند. یکی از اشتباهات دکتر موساد در این دوره لغو هفدهمین دوره مجلس شورای ملی بود. و شرایطی وجود دارد که او دیگر وکیل مؤثری ندارد. حزب توده از دکتر مصدق خواست برای تثبیت اوضاع درخواست سلاح کند. زیرا پذیرش آن به معنای دعوت از پیاده نظام ارتش سرخ به ایران است.

بنابراین نمایندگان مجلس که منحل شدند شخصیت های سیاسی؛ روحانیون و حزب توده از دکتر مصدق رویگردان شدند و نتیجه این شد که یک سال بعد دولت دوم موساد توسط چند تانک ارتش و عده ای اراذل سرنگون شد. به تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می رسد.

دکتر مصدق با وجود سوابق علمی و سیاسی، مردم زمان خود را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که میلیون‌ها هوادارش چشم‌هایشان را می‌بندند، چشم‌هایشان را می‌بندند، دهان باز می‌کنند و هر چه دیگران به آنها می‌گویند دنبال می‌کنند. یک سال.

در اواخر رژیم دوم دکتر مصدق. آیت الله کاشانی از طرح کودتا خبر داد. دکتر مصدق در پاسخ نوشت من از حمایت مردم سپاسگزارم.