آمریکا و استراتژی خلق گره‌های کور امنیتی – نبأ خبر


برای واشنگتن مهم است که بحران در محیطی پیرامونی روسیه (آسیای مرکزی و اروپای شرقی و حتی شمال اروپا) جریان داشته باشد. یکی از اصلی ترین دلایل سوق دادن دو کشور سوئد و فنلاند به سوی عضویت در ناتو ، تقویت همین بحران مزمن بوده است.

به گزارش نباءخبر،آمریکا به عنوان عضو ارشد ناتو اصرار دارد که جنگ اوکراین در برهه کنونی متوقف نشود، حتی اگر کی‌یف و خارکیف و ماریوپل به تلی از خاکستر تبدیل شوند! به عبارت بهتر، برای واشنگتن مهم است که بحران در محیطی پیرامونی روسیه (آسیای مرکزی و اروپای شرقی و حتی شمال اروپا) جریان داشته باشد. یکی از اصلی ترین دلایل سوق دادن دو کشور سوئد و فنلاند به سوی عضویت در ناتو ، تقویت همین بحران مزمن بوده است.
اگرچه رسانه های غربی به صورت عامدانه بر “متن منازعه اوکراین” و آنچه در جنگ می گذرد تمرکز زیادی کرده اند، اما بررسی فرامتن این منازعه و ترکیب آن با دیگر مولفه های تحلیلی نشان می دهد که با صحنه پیچیده و خطرناکی مواجه هستیم! در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:

نخست اینکه آمریکا از یک سو به حمایت از تروریست های تکفیری در افغانستان ادامه می دهد و داعش را به مثابه مهره ضد امنیتی خود در شبه قاره هند دوباره مورد استفاده قرار داده است. هدف اولیه آمریکا از بازتولید تروریسم تکفیری و حمایت از داعش در نقاط مختلف افغانستان، خلق بحران‌های مزمن و دامنه دار امنیتی در این کشور آسیایی محسوب می شود. مقامات هر دو حزب سنتی آمریکا( دموکرات و جمهوری‌خواه) معتقدند که در فضای ناامن و غیر با ثبات در افغانستان و شبه قاره هند، قدرت مانور و مداخله گرایی بیشتری داشته و تمرکز افکار عمومی نیز متوجه اشغالگری مستقیم یا غیر مستقیم آنها در این مناطق نخواهد بود.

دوم اینکه آمریکا و انگلیس به عنوان دو عضو ارشد ناتو هر دو اصرار دارند که جنگ اوکراین در برهه کنونی متوقف نشود، حتی اگر کی یف و خارکیف و ماریوپل به تلی از خاکستر تبدیل شوند! به عبارت بهتر، برای واشنگتن و لندن ، مهم است که بحران در محیطی پیرامونی روسیه ( آسیای مرکزی و اروپای شرقی و حتی شمال اروپا) جریان داشته باشد. یکی از اصلی ترین دلایل سوق دادن دو کشور سوئد و فنلاند به سوی عضویت در ناتو ، تقویت همین بحران مزمن بوده است. به عبارت بهتر، غرب تلاش می کند حتی در صورت پایان یافتن جنگ اوکراین، اصل منازعه را میان روسیه و بازیگران اروپایی حفظ کند.

نکته سوم اینکه آمریکا در حیاط خلوت چین نیز تحرکات خود را افزایش داده است. تایوان، تبت، هنگ کنگ و دریای چین جملگی به کانون‌های مداخله گرایی غرب در شرق آسیا تبدیل شده است. از سوی دیگر، انعقاد پیمان اوکاس و دیگر پیمانهای مشابه میان آمریکا،انگلیس و استرالیا، به صورت مستقیم امنیت چین و محیط پیرامونی پکن را هدف قرار داده است.

سیاست و راهبرد کلان آمریکا در چنین شرایطی کاملا مشخص است! این راهبرد، بر مبنای ایجاد گره های کور امنیتی جدید در نظام بین الملل استوار شده است. اکنون مقامات آمریکایی علاوه بر غرب آسیا که نقطه کانونی مداخله گرایی آنها بوده است، در صددند بحران‌های مستمر، عمیق و دامنه داری را در دیگر نقاط جهان خلق کرده و آنها را تقویت کنند. همزمانی تشدید حمایت آمریکا از تروریست‌های داعش در افغانستان و عراق با وقوع جنگ اوکراین و حمایت تسلیحاتی گسترده غرب از دولت زلنسکی در کی یف شدیدا قابل تامل می باشد. هدف آمریکا از این بحران سازی گسترده در جهان، تشدید مداخله گرایی جهانی واشنگتن به بهانه مواجهه با این بحران‌هاست. این بازی خطرناک آمریکا و همراهان آن باید در همین نقطه مهار شود. این امر، مستلزم همپیمانی و هم افزایی بازیگران ضد آمریکایی در رصد و مواجهه با این توطئه می باشد.